شريف سعيدى
ماه خوانی
نه درس حوزه را خوانم نه دانشگاه را خوانم
به کسب معرفت کوشم پس از این ماه را خوانم
مرا از قبض وبسط وحدت وکثرت چه حاصل شد؟
تو صبح از خانه بیرون آی تا من راه را خوانم
صراط المستقیم عاشق گمراه را خوانم
من مشرک که یک عمراست در لا ونعم گیرم
به یمن ابروانت قاب الا لله را خوانم
بده یک پرتو از ماه تمامت را به این تاریک
که شب درمصرنازل گردم وصد چاه را خوانم
الف باهای رنگارنگ بیهوده است. دانش نیست
به دانش می رسم شامی که متن ماه را خوانم
2006-3-13
اروپا
بگو توفان بگیرد آبیی آرام دریا را
به پشت گاونر می آرم از دریا اروپا را1
اروپا جان! جهان صدبار مرد وزنده شد از تو
چه خواهد کرد مهروقهرتو آخر دل مارا
خدا تمرین جسم وجان زیبای تورا می کرد
دم صبحی که می آراست جسم وجان حوا را
چه رنجی بی شماری برد تا اندک شبیهت ساخت
اروپا را ومریم را زلیخا را و رادا را2
تو را می گفت حافظ: ...گر به دست آرد دل مارا
به خال هندویش بخشم سمرقند وبخارا را
ترا می خواند پیر یوش در بیداری ودرخواب
تو با افسانه جاویدان نمودی نام نیما را
به شکل آیدا در جان احمد جلوه گرگشتی
فروغ جاودان کردی زنی بسیار تنها را
منم من حافظ تو حافظ تو آنکه می گوید
بدست آور دل مارا به دست آور دل مارا
2006-03-12
1ـ اروپا نام دختر پادشاه شهر فنیق بود. آن دختررا دزدان بر پشت گاو نر از دریا عبور دادند وآوردند به یونان وبعد دارای چند فرزند شد ونامش هم تبدیل به یک قاره شد.
2 ـ رادا در هندویسم نام زنی است که کرشنا خداوند خرد وعشق با او ارتباط زمینی دارد. ارتباط کرشنا و رادا سمبل ارتباط خدا وبشر است درهیات عشق وشور خدا وانسان .
آب ورنگ
زگلهای جهان دریاچه ی ازآب ورنگ آرمکه رنگ در خور نقش ونگارت را به چنگ آرم
از اقیانوس های بیکران تا ساحل این شهر
تو را ای دختر نقاش بر پشت نهنگ آرم
تو آتش پاره اقیانوس ها را هم بسوزانی
ترا برماه تابان هشته برپشت پلنگ آرم
بدخشان کفشهایت روی سریت باغ نیشابور
تو آن فیروزه آن لعلی که در شهر فرنگ آرم
جهان را هاله واری دور رخسارت بچرخانم
ترا ای ماه اگر یک شام در آغوش تنگ آرم
گل سرخی بیابان های وحشت نیست جای تو
ترا در کوچه باغ صلح از صحرای جنگ آرم
به پیش پای تو روشن کنم آتش در آن آتش
تفنگ آرم تفنگ آرم تفنگ آرم تفنگ آرم
2006-03-10
ما هردو
ما قلب پاره پاره ما روح تکه تکه
ما زخم غنچه غنچه ما اشک چکه چکه
ما هردو زخم خوردیم از چاقويی که یک روز
قلب من وتورا کرد بسیار تکه تکه
حالا بیا بخندیم خندیدن من وتو
بر زخم های خونین بندد هزار تکه
یک صبح رو به خورشید لبخند کن که گردد
رنگ هزار خورشید پیش رخ تو پکه
یک شب به چهره ماه آهسته گک نظر کن
تا روی ماه گردد از شرم لکه لکه
پیغمبر نگاهت نوکرد قبله ام را
فرمود از این دقیقه در مشهد است مکه
روز تولد تو روی سرت بپاشم
یک صبحدم رز سرخ یک آبشار سکه
2006-03-14
اژدهای خودی
چهارشبنه سوری وآتش زردشت
واژدهای خودی نیش زد مرا ازپشت
به رود خانه من سال وماه دلفین بود
چه شد که یک شبه گردید اژدهای درشت
همیشه قاتل من در درون من بوده است
مرا به غیر خودم هیچ کس نکشت نکشت
کسی که همنفس سال وماه وروزم بود
به تیغ خویش دلم را دوپاره کرد ازپشت
خدا گواه که پشت ستارگان لرزید
شبی که قاتل من ماه را کشید انگشت
پرنده بودم و در یک غروب، نقاشی
مچاله کرد مرا وفشرد در یک مشت
جهان در آتش نمرود دود شد آری
چهارشنبه سوری که کشته شد زردشت
2006-03-15
چهار شنبه سوری 1384 گوتنبورگ سویدن










