اصغر كاظمي پور
دامنش بهار ادبيات
هميشه زيباست
و خنده به لب دارد
خنده عشق – دوستي – صداقت
و شجاعت
چشمان سياه دارد
با ديد پنهانيهاي زمان
دامنش بهار ادبيات است
و دلش لحن عشق دارد
و دستانش بوي ياري ميدهند
ندايش آزادي است
و زندگي
و نيك مي آموزد كه –
گاهي بودن كوچكتر از نبودن است
و گاهي نبودن بزرگتر از بودن
و ميداند كه توان در صفر بي نقش است
و اين ضريب بي معناست
و تولدي ديگر نياز است!...










