سيلور استاين

واقعيت اين است که بازار کتابِ ايران، هرساله پس از برگزاری نمايشگاه بين‌المللی کتاب و آغاز فصل گرما، دچاررکود می‌شود. دربعضی مواقع انتشار بعصی کتاب‌ها، بی‌تفاوتی علاقمندان را که معمولأ با انبوهی از کتاب‌های يکبار مصرف و گاهی غير قابل مصرف! مواجه‌اند را از ميان می‌برد ودر اين فصل گرما و رکود حرکتی را دراين بازار پديد می‌آورد.
در اين ميان آثار شاعر، نويسنده، کارکاتوريست، آهنگساز و خواننده‌ی آمريکايی شلدون آلن سيلور استاين( (silverstein 1999-1930 م، از اين زمره‌اند.
شلدون آلن سيلور استاين، در26 سبتامبر 1930 در شيکاگو به دنيا آمد ودر 10 ماهِ می 1999 ميلادی براثر حمله‌ی قلبی در اتاق خواب‌اش درگذشت. او يک دختر ويک پسر داشت که دختراش شوشانا در يازده سالگی از دنيا رفت. سيلور استاين کتابِ نوری دراتاقکِ زير زير شيروانی را به او تقديم کرده است.
پسراش ماتيو، که به هنگام مرگِ پدر 12 سال داشت، وارثِ پدر شد.
شلدون آلن سيلور استاين، پس از فراغت از تحصيل در دبيرستان روزولت، وارد دانشگاهِ باير شد وبه تحصيل دررشتهی هنرپرداخت ولی پس از يک سال اخراج شد. بعد از آن به دانشگاه شيکاگو رفت و دررشته‌ی هنرهای زيبا تحصيل کرد و نيز به تحصيل زبان انگليسی پرداخت.
پس از سه سال به سربازی رفت. او می‌گفت از اين که به دانشگاه رفته است پشيمان است.
« می‌توانستم دنيا را ببينم ولی وقتم را دردانشگاه تلف کردم.»
سيلو استاين، در سپتامبر1953 درلباس سربازی به ارتش آمريکا ملحق شد. اورا نخست به ژاپن وسپس به کره منتقل کردند.
دردوران سربازی به شعر و کاريکاتور روی آورد. او سرباز وظيفه‌شناسی نبود و اغلب با افسران مافوق‌‌اش درگير می‌شد.
کتاب‌های سيلوراستاين در ايران طرفداران زيادی دارد و درهرفصلی که چاپ شوند، به فروش می‌رسند؛ حتا کتاب‌هايی از او که خوب هم ترجمه و ويراستاری نشده باشند. به نظر می‌رسد که بعضی ناشرين تاجرمسلک، فقط به دليل فروش خوبِ کتاب‌های وی مبادرت به چاپ آن‌ها می‌کنند.
نام بعضی آثارسيلوراستاين که به فارسی ترجمه شده‌ه‌اند:
لافکاديو- درختِ بخشنده- جايی که پياده رو تمام می‌شود- نوری دراتاقکِ زير شيروانی- بالا افتادن- درجستجوی قطعه‌ی گمشده- آشنايی قطعه‌ی گمشده با دايره بزرگ- و چندين کتابِ ديگر.
دو کتابِ پاهای کثيف و از خيلی خوب به خيلی بد، برگزيده‌ی ترانه‌های سيلوراستاين هستند که به همراه متن انگليسی از سوی انتشارات کتابِ خورشيد و با ترجمه‌ی عليرضا برادران به چاپ‌های متعدد رسيده‌اند.
بالاخره ميميری، نام يکی از ترانه‌های چاپ شده‌ در کتابِ پاهای کثيف است که با هم بخش‌هايی از آن را می‌خوانيم:

خوب ، می بينم که خيلی به خودت می‌رسی
خوب گوش می‌دهی يا می‌خوانی درباره‌ی رژيم غذايی
اما يادت باشد که بعد همه‌ی دنيا
بالاخره قصه ‌اش به آخر می‌رسد
می‌توانی سيگار را ترک کنی
اما آخرش ميميری
می‌گساری هم که نکنی، باز ميميری
قهوه هم که نخوری باز ميميری

می‌توانی ورزش کنی
می‌توانی در ماشين‌ات کمربند ايمنی را ببندی
می‌توانی خودت را منجمد کنی و در زمان معلق بمانی
اما همين که يخ‌ات را باز کنند ميميری

می‌توانی استراحت کنی
آزمايش ايدز و امتحان ورزش بدهی
تا صد سال زنده بمانی
اما بالاخره ميميری

پی بهتر است حالا که زنده‌ای
از زنده بودن‌ات لذت ببری
قبل از اينکه غزل خداحافظی را بخوانی
چون بالاخره ميميری
آری. . . ميميری



شماره آینده ویژه نامه پوران فرخزاد

واژه آگهي مي پذيرد
واژه بهترين مکان براي معرفي آثار ادبي و فرهنگي شماست
This issue is sponsored by Iran Heritage Foundation
تمام حقوق مربوط به این صفحه متعلق به واژه است و هرگونه اقتباس ، برداشت یا چاپ مجدد بدون ذکر منبع ممنوع است