مجيد روشنگر

نگاهی گذرا به کارنامه‌ی خلاقيت‌های ادبی پوران فرخزاد

پوران فرخزاد را به عنوان يک نويسنده، با کتابِ ديداری در پائيز می‌شناسيم که درسال 1350 نشرمی‌شود. اين کتاب ترجمه‌ی داستان‌های عاشقانه‌ی جهان است وهنوز- تا اين تاريخ- اثری از پوران فرخزاد که زاده‌ی انديشه و تخيل او باشد دربرابرما نيست.
سال1352 تاريخی است که ما برای نخستين بار با آثار شاعرانه‌ی پوران فرخزاد آشنا می‌شويم. مجموعه‌ی اشعارخوشبختی درخوردن سيب‌های سرخ است، دراين سال منتشر می‌شود. آشنايی من با پوران فرخزاد با اين کتاب آغاز می‌شود. من که اين اقبال را داشتم که ناشر کتابِ تولدی ديگر باشم ودرزمان حياتِ فروغ فرخزاد علاوه بر تولدی ديگر، برگزيده اشعار فروغ فرخزاد را نيزچاپ کرده بودم و فروغ ازنيما تا ابد را هم بنا به خواهش من گردآوری کرده و دراختيار من گذاشته بود که آن را پس از مرگِ او منتشر کردم- درطی همه‌ی اين سال‌ها- از زبان فروغ هيچ حرفی درباره‌ی اشعارخواهر نشنيده بودم.
خودِ پوران هم درمقدمه‌ی يکی از کتاب‌هايش، چنگِ مشوش، که مجموعه‌ی150 رباعی است می‌گويد: تا زمانی که فروغ زنده بود و می‌سرود، او، يعنی پوران فرخزاد، به چاپِ شعرهايش نپرداخت و اگرهم يکی دوبار کاری ازاو به چاپ رسيد، نه خود بانی آن بود و نه از چاپِ آن‌ها خشنود.
پس ازچاپِ مجموعه اشعارخوشبختی درخوردن سيب‌های سرخ است، چنگِ مشوش، دومين مجموعه شعر پوران فرخزاد است که اين بار- همه‌ی اشعار اين دفتر- درقالبِ رباعی دربرابر ديدگان ما قرار می‌گيرد.
پوران فرخزاد درقلمرو ترجمه وداستان نويسی وازآن مهمتر، درکارهای پژوهشی خود- به ويژه درقلمرو پژوهش‌های مربوط به زنان ايران- گام‌های ارزنده‌ای برداشته ونشان داده است
که نويسنده وشاعر وپژوهنده‌ای است که به صورتِ تمام وقت دراين راه قدم برمی‌دارد.
درقلمروترجمه کتاب‌های ديکتاتورها 1359 اثر جوليوس آرچر و رويای مردِ مسخره 1359 اثر فئودور داستايوسکی، مردی بربال‌های آينده 1357، جايی ديگر1378 را درپيش رو داريم. اين کتابِ آخر، ترجمه‌ی داستان‌های کوتاه از چهارنويسنده‌ی معاصراست.
پوران فرخزاد- گمانم از سرتفنن- پيشگويی‌های نوسترا داموس را نيز تآليف کرده است که البته درترازوی کارهای او وزنی ندارد وبايد آن را به حسابِ برخی بازی‌های قلمی او گذاشت.
اما پژوهش‌های او درقلمرو زنان بسيار چشمگير است ونيز آثار او درقلمرو رمان که درزير به آن‌ها اشاره‌ای خواهم کرد.
کارنامه به دروغ 1376، دانشنامه‌ی زنان فرهنگساز ايران وجهان 1378 در دوجلد، کارنمای زنان کارای ايران 1381، نيمه‌های ناتمام- از رابعه تا فروغ- 1380، زنان هميشه 1381، مسيح مادر1382 و زن شبانه‌ی موعود 1383 پژوهش‌های او درقلمرو زنان است و اين دوکتابِ آخر، يعنی مسيح مادر و زن شبانه‌ی موعود، به ترتيب تحقيقی است درآثار شعری احمد شاملو و سهراب سپهری که پوران فرخزاد درآن‌ها به سراغ " نشان زن" دراشعار اين دو شاعر بزرگِ معاصر رفته است.
درپژوهش‌های ديگر که زيرعنوان مُهره‌ی مِهر به تازگی(1386) ازاومنتشر شده است، بازهم به دنبال الهه‌ی ميترا رفته است وجستار پژوهشی سترگی را درقلمرو آيين ميترا و پيدايی آن درسرزمين ايران وسرزمين‌های دور و نزديک پيش روی ما قرار داده است. همانطور که اشاره کردم، چنين آثاری هيچگاه پديد نمی‌آيد مگر آن که نويسنده، نويسنده‌ی تمام وقت باشد.
اما- علاوه بر کارنامه‌ی شعری و پژوهشی وترجمه‌های پوران فرخزاد، می‌خواهم ازرمان‌های او نام ببرم.
درپس آينه 1370، آتش وباد 1371، و درانتهای آتش آينه 1383، رمان‌های پوران فرخزاد است. اين رمان آخری، رمان پرحجمی است(832 صفحه) که درآن پوران فرخزاد با زيبايی درخور تحسينی خواجه حافظ شيرازی و شاخه نبات را درفضای ماشين زده و شلوغ دهه‌ی پنجاه ايران، درنقشی مخالف، روبروی هم قرار داده تا درجذبه‌ی عشقی ازنوع ديگر، سرانجامی ديگرگونه داشته باشند.
شاخه نبات دراين رمان نقش شاعر را دارد وحافظ درجلدِ يک شعرشناس – ونه شاعر- درمقابل شاخه نبات قرار می‌گيرد. جالب است که نويسنده‌ی ايرانی ديگری، منوچهر پروين، در رمانی به نام دردِ دل، رومی، حافظ و عشق درنيويورک، شخصيتِ حافظ را درشهر شلوغ و ماشين زده‌ی نيويورک درمقام يک راننده‌ی تاکسی، درمقابل دختری چهارده ساله قرار می‌دهد که نمی‌داند که اگر در دنبال اين عشق پرپر بزند، به جرم نزديکی با يک دختر نابالغ جايش در زندان است. رمان درد دل، به انگليسی نوشته شده وتاريخ چاپِ آن مؤخر بر رمان پوران فرخزاد است.

پوران فرخزاد با مجموعه شعرخوشبختی درخوردن سيب‌های سرخ است، چنگِ مشوش، و دو مجموعه‌ای که قرار است درآينده‌ی نزديکی چاپ شود، يعنی خوشه‌های خار(مجموعه‌ی غزل ورباعی) و باران ديگر آبی نيست( مجموعه اشعار سپيد و نيمايی)نشان داده است که درقلمرو شعر- چه درقالب کهن وچه درقالب امروزی- رگه‌های درخشانی درشعرهای خود دارد و نام‌اش درميان زنان شاعرمعاصر فارسی زبان باقی خواهد ماند.
همين که او توانسته است درزير سايه‌ی سهمگين اشعارخواهر، که اين روزها مرزهای جهانی را درنورديده  ومی‌رود که اشعار او درسطح جهانی درقلمرو "کلاسيک‌های مدرن" جا گيرد، قد بلند کند واستقلال شاعرانه‌ی خود را به ثبت برساند، به گمان من موفقيتِ بزرگی است.
پوران فرخزاد شعرهای بسياری را برای من فرستاده است که برخی از آن‌ها را در برگ‌های بررسی کتاب چاپ کرده‌ام.
يک شعر بلندِ او دررثای فروغ فرخزاد، 31 صفحه را دربر می‌گيرد که من آن را در شماره‌ی 37 و 38 بررسی کتاب با يادمان فروغ فرخزاد چاپ کردم. بخش آغازين اين شعر را با هم می‌خوانيم:
ديگر
درچارچوبِ زمانی که رفت و رفت
از هفته‌های مکرر-
از ماه و سال‌های پياپی-
درغرابت غمگنانه‌ی خود قصه‌ای شدست
شا دخت شاعری،
پری بانو،
که دربلند  شعر معاصر
ژرف ژرفه‌ی
دريايی مواج و بی امان،
خود را به بند کشانيد
و شب‌ها،
تمامی شب‌ها،
تمامی قلبش را،
که . . .
انباره‌ی تمامی عشق‌های جهان بود،
در بند بندِ "نی لبکی چوبی"
با اشتياق نواخت،
چنان ظريف
تا از شعور خويش شعله برآورد.

پوران فرخزاد دريکی از رباعی‌هايش می‌سرايد:
منظومه‌ی گمگشته‌ی سرگردانم
جستارگری شيفته و حيرانم
درسينه‌ی کهکشان چو ققنوسی پير
در آتش زايشی دگر پرانم
گمانم اين رباعی تمامی فضای روحی و عاطفی او را برای ما ترسيم می‌کند.

*  *  *
دوستی من با پوران فرخزاد، به همان سال‌های 1352 برمی‌گردد، که پس از چاپِ تولدی ديگر، حالا که فروغ از ميان ما رفته بود، مجموعه‌ی خوشبختی درخوردن سيب‌های سرخ است را در کنار آثار ديگر فروغ چاپ کردم. در اين سال‌های دوری، هرگاه که به ايران سفرکرده‌ام، اقبال ديدار اش نصيب‌ام شده است و درهمين سفر سال پيش ( ارديبهشت 1386) بار ديگر ديدارهايمان تازه شد.
هنوز پرتلاش است و هنوز همان نويسنده‌ی تمام وقت است وهمچنان می‌نويسد: چه شعر، چه داستان، چه پژوهش و چه ترجمه.
برايش، از اين راهِ دور، خوشدلی و تندرستی آرزو می‌کنم.

                                                                       کاليفرنيا – تيرماه 1387

بعد ازتحرير:
پوران فرخزاد درميان حرف‌هايش هميشه از کوچه‌ای ياد می‌کند که ازکودکی تا سن 15 سالگی در کنار خانواده درآن ‌جا زندگی کرده و می‌گويد به طرزشگفت‌انگيزی کسان برجسته‌ای دراين کوچه زندگی می‌کرده‌اند که درصحنه‌ی اجتماعی شخصيت وهنر واستعداد خود را بروز داده‌اند. قراراست خاطراتِ اين کوچه زير نام بچه‌های کوچه خادم آزاد چاپ شود. بخشی از تاريخ شهر تهران را لابد دراين کتاب خواهيم يافت.
خاطره‌ی ديگری را که ازفروغ نقل می‌کرد مربوط به بازگشتِ فروغ ازآخرين سفرش از اروپاست. پوران تعريف می‌کند که فروغ تعريف می‌کرد که يک دختر کولی ايتاليايی کفِ دستِ فروغ را نگاه کرده وبه او گفته است که عاشق مردی است ودراين عشق ثابت قدم است، و آن مرد را خيلی دوست دارد و اين که تصادفِ خونينی درانتظار اوست. پوران می‌گويد دوباراين پيشگويی دختر کولی را نقل کرد و هميشه يادش بود.
*  *  *
اين حرف را پوران فرخزاد گفته است و درجنجال روزگار ما پژواکی پيدا نکرده است وحالا من دوباره آنرا دراينجا نقل می‌کنم تا درخاطره‌ها باقی بماند. پوران فرخزاد می‌گويد:
روزی که آسمان خراش‌های نيويورک را ويران کردند، راديو بی بی سی صدای زنی را از داخل يکی ازآن هواپيماها پخش کرد که برای شوهرش پيغام فرستاده بود: تو را دوست دارم.
اين پيام را درآن لحظه‌ای فرستاده بود که خود داشت ازاين جهان پرواز می‌کرد. شوهر درخانه نبوده، و پيام درپيام‌گير ضبط شده است. پس از وقوع آن فاجعه است که شوهر، پيامِ "ترا دوست دارم" همسراش را می‌شنود. پوران فرخزاد از شنيدن اين خبر تا صبح می‌گريد وحاصل اين گريستن شعربلندی می‌شود که درمجله‌ی نافه درتهران چاپ می‌شود. اين شعر درراديوها خوانده می‌شود ويک ايرانی مقيم درايالت واشنگتن آن را به انگليسی ترجمه و شوهر گوينده‌ی " من ترا دوست دارم " را پيدا می‌کند و اصل شعر وترجمه را برای او- که نامش تد اورسون است- می‌فرستد تد اورسون با دريافتِ اين شعر وترجمه‌ی انگليسی آن در صددِ پيدا کردن نشانی پوران فرخزاد برمی‌آيد. او نشانی پوران فرخزاد را پيدا می‌کند وفکسنامه‌ای برای او می‌فرستد واز همدردی واحساس او تشکر و قدردانی می‌کند.
يک لحظه به اين تصويرها فکر کنيد: نيويورک، فاجعه، آخرين پيام عشق، دستگاه پيام گير، راديو بی بی سی، تهران، گريه‌های شبانه، شعر، ايالت واشنگتن، ترجمه، تقلا، شوهر داغديده، فکس، همدلی، وآرامش و انسانيت.
سَم پاشی‌های مغرضانه می‌خواهد ازايرانيان تصوير تروريست به جهان عرضه کند. اما اين داستان که خود يک شعر است، پادزهر اين نوع سَم‌ پاشی‌هاست. آفرين بر پوران فرخزاد.

م. ر.

ویژه نامه پوران فرخزاد

واژه بهترين مکان براي معرفي آثار ادبي و فرهنگي شماست

بهای آگهی در واژه
This issue is sponsored by Iran Heritage Foundation
تمام حقوق مربوط به این صفحه متعلق به واژه است و هرگونه اقتباس ، برداشت یا چاپ مجدد بدون ذکر منبع ممنوع است