دکتر عالم جان خواجه مرادف
(جمهوری تاجیکستان)
پرفسور کمیساروف، ایرانشناس شناخته روس
پرفسوردانییل سیمونویچ کمیساروف (Komissarov D.S.) ازچهره های شناخته ایرانشناسی دراتحاد جماهر شوروی سابق و جهان به شمار می رود که در تحقیق، تبلیغ و انتشار ادب و فرهنگ فارسی، بویژه ادبیات و فرهنگ معاصر ایران سهم گذار است.
پرفسور کمیساروف در اول ماه مه سال 1907 میلادی درشهرستان کرکی امارت بخارای شریف در خانواده معلم دبیرستان روسی به دنیا آمده سپس درشهرستان چهارجوی (طبق تقسیمات مرزی سال 1924 این دوشهردر قلمرو جمهوری ترکمنستان قرار دارند) به کمال رسیده، از طفلی در محیط شرقی – اسلامی بزرگ شده است. از این رو، از کودکی با رسوم و عادات مردم محلی و زبانهای ازبکی و فارسی تاجیکی آشنا بوده است.
این آشنایی و دلبستگی به زبان و فرهنگ ایرانی در اواخی سالهای بیستم قرن گذشته او را برای فراگیری علم و دانش و فرهنگ شرقی به بخش زبانهای ایرانی دانشکده شرق شناسی دانشگاه آسیای مرکزی شهر تاشکند و سپس به دانشکده خاورشناسی دانشگاه لنینگراد می آرد.
استاد کمیساروف اگرچه درابتدای فعالیت علمی خویش به تحقیق و بررسی زبان فارسی و تدریس آن در دانشگاه لنینگراد اشتغال ورزیده، اما هنگام فعالیت دیپلماتیک درایران (سالهای چهل قرن 20) بویژه زمان فعالیتش درانستیتوی شرق شناسی آکادمی علوم شوروی در شهر مسکو (از ابتدای سالهای پنجاه عصر گذشته تا به امروز) به پژوهش، ترجمه، تبلیغ و انتشار ادبیات معاصر ایران، بویژه نثر داستانی فارسی مشغول است.
پرفسورکمیساروف پژوهشهای علمی ایرانشناسان معروف ابتدای قرن 20 روسیه ازقبیل چایکین، روماسکیویچ، گالونوف و برتلس را پیرامون ادبیات و فرهنگ قرنهای 19 و 2 ایران ادامه داده، یک سلسله تحقیقات ارزشمند ادبیات شناسی را به ارتباط ادبیات سالهای 30 الی 70 قرن 20 فارسی انجام داده که از طرف ایرانشناسان اروپا و محققین ایران مورد توجه قرار گرفته است.
تحقیق و بررسی جنبه های مختلف ادبیات معاصر فارسی از پژوهشگر نه تنها دانش و احاطه کامل ادبیات شناسی، بلکه درک عمیق آداب و رسوم، فراگیری دقیق زبان گفتاری و فرهنگ توده و آشنایی نزدیک با روزگار و زندگی و افکار اقشار گونه گون جامعه معاصر ایران را تقاضا می کند.
استاد کمیساروف ازتمام این ویژگیها برخورداراست. کار و زندگی طولانی درایران و به طوراحسن دانش زبان فارسی و آشنایی نزدیک با جوّ ادبی و فرهنگی ایران و مکاتبات گسترده اش با ادبا و فضلای ایران او را در ردیف اول ایران شناسان اروپایی قرار داده است.
نخستین پژوهش مفصل ادبیات شناسی دکتر کمیساروف راجع به ادبیات معاصرایران رساله او به نام "تحقیق تاریخ نثر داستانی فارسی معاصر" می باشد که سال 1960 به چاپ رسید. این اثرتا امروز ارزش علمی خویش را از دست نداده و می توان گفت که درایرانشناسی روسی و عموما ایرانشناسی و همچنین در ادبیات شناسی ایران نخستین تکنگاری است که به طور گسترده با دلایل سیر تکامل و تشکل نثر داستانی فارسی را از نیمه دوم قرم 19 تا اواخر سالهای پنجاه قرن 20 به رشته تحقیق و بررسی گرفته است.
ضمنا باید یادآور شد که به همین پایه تحقیقات در ایران البته با نظرداشت دستاوردهای ادبیات شناسی سالهای اخیر تنها در سالهای 1366 و 1368 زیر عنوان "صد سال داستان نویسی در ایران" به میان آمد.
دایره پژوهش استاد کمیساروف خیلی گسترده است، اما مهمترین تحقیقات ایشان که درعلم ایرانشناسی نقش ویژه داشته و از طرف محققین ایرانی و ایرانشناسان جهان مورد تایید قرار گرفته است، پژوهش مفصل او پیرامون زندگی و آثار صادق هدایت، نویسنده معروف نه تنها ایران بلکه تمام فارسی زبانان جهان میباشد.
محقق به طورعمیق به تحقیق احوال و آثارصادق هدایت پرداخته (از نزدیک با او شناس بود) و بعد از چندین سال زحمت رساله پرارزشی آفرید که در آن جهان بینی و جهان شناسی و هنر خلاقانه نویسنده به طورمحققانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و جایگاه این نویسنده توانا در روند تشکل و تکامل نثر جدید داستانی فارسی معاصر با دلایل موثق نشان داده شده است.
این رساله اگرچه سال 1965 به اتمام رسیده، تنها سال 1967 به نام "صادق هدایت، روزگار و آثار او" چاپ و نشر شد که سخن تازهای درهدایت شناسی محسوب میشود.
پس ازاين نیزتحقیق هنرخلاقانه صادق هدایت مورد نظرکمیساروف بوده و ازاین رو تحقیقات کاملی راجع به آثار هنری نویسنده به مناسبت یکصدمین زادروزش با دید و سیاق جدید چند سال قبل به چاپ رساند که از دلبستگی بی اندازه او به صادق هدایت گواهی میدهد.
به گونهای که عرض شد، چشم اندازعلمی پرفسورکمیساروف بسيارگسترده و متنوع میباشد که مسایل مختلف ادب و فرهنگ گذشته و امروز ایران و تاجیکستان را در برمیگیرد.
صرف نظراز کتاب ایشان به نام "ادبیات فارسی" که سال 1963 منتشر شده، و خواننده روسی زبان را از رشد وتکامل ادبیات فارسی ازاواخر قرن 19 تا نیمه اول قرن 20 آشنا میسازد، میتوان از پژوهشهای استاد پیرامون ادبیات روشن گرایی و نمایندگان آن، مثل میرزا آقاخان کرمانی و فاضل خان گروسی و همچنین از نحقیقات ایشان در باره جنبههای واقع گرایی (ریالیسم) در ادبیات فارسی معاصر و ویژگیهای رومان اجتماعی در ادبیات ایران نام برد.
استاد کمیساروف درمورد احوال و آثار و ویژگیهای نویسندگی بزرگ علوی، سعید نفیسی، صادق چوبک، محمد حجازی، سیمین دانشور، جمال میرصادقی وامثال آنها مقالات جداگانهای تالیف کرده، ایشان را به خوانندگان روسی زبان معرفی کرده است.
یک سلسله پژوهشهای استاد کمیساروف به بررسی روابط ادبی و فرهنگی روس و ایران و تاثیرپذیری شعرای روس از شعر هزارساله فارسی اختصاص داده شده که این تحقیقات برای روشن ساختن تاثیر پذیری ادبیات و فرهنگ غرب و شرق و تحکیم روابط فرهنگی طرفین مفید است.
علاوه براین، دکتر کمیساروف توجه خاصی به نقش رابطههای متقابل ادبی غرب وشرق درتشکل و تکامل ادبیات نو و نوین فارسی مبذول داشته، پیرامون این مسئله چندین مقاله به چاپ رسانده است که هر یک دارای اهمیت ویژه علمی است.
کتابهای ایشان زیرنامهای "درباره ادبیات شناسی امروز ایران" به چاپ رسیده سال 1980 و "راههای بسط و تکامل ادبیات نو و نوین فارسی" که سال 1982 منتشر شده به مسایل عمده ادبیات و فرهنگ امروز ایران اختصاص داده شدهاند.
استاد کمیساروف با وجودِ کهنسالی یک لحظه از تحقیقات و تالیف غافل نمیباشد. سال 1999 زیر نظر و با شرکت مستقیم ایشان درمسکو کتاب حجیم و ارزشمندی (545 صفحه) به نام "تاریخ ادبیات فارسی قرنهای 19 و 20" به چاپ رسید که از دستاوردهای بزرگ ایرانشناسان اتحاد شوروی سابق و روسیه در بیست سال اخیر به شمار میرود.
این تاریخ ادبیات تا امروز از مفصلترین تحقیقاتی است که سیر تکاملی نظم و نثر فارسی را از اواخر قرن 18 تا اواخر قرن 20 از نگاه روند تاریخی بررسی میکند.
این اثر زحمت و پشتکار بیست سال اخیر استاد کمیساروف و شاگردان و همکاران اوست. بخشهای عمده این کتاب ازجمله شعر اواخر قرن 19 و دهه اول قرن 20 و نثر داستانی فارسی از اواخر قرن 19 تا نیمه دوم قرن 20 بقلم استاد کمیساروف تعلق دارد.
پرفسورکمیساروف درپهلوی کارهای پژوهشی به تبلیغ و ترجمه نظم و نثر فارسی، بویژه نویسندگان معاصراشتغال دارد. گردآوری و چاپ مجموعه ترجمه های روسی اشعار استاد رودکی در اتحاد شوروی بار نخست با سعی و تلاش کمیساروف انجام شده است.
ترجمه روسی اغلب داستانهای کوتاه صادق هدایت و چاپ و انتشار آنها به صورت مجموعه آثار (سه بار وهرچاپ به تعداد بیش ازسی هزار) به سعی و اهتمام کمیساروف بوده است.
همچنین داستاهای بزرگ علوی، صادق چوبک (هر یک به صورت مجموعه داستان) و جمال میرصادقی را به زبان روسی ترجمه و با مقدمه مفصل راجع به هنر نویسندگی ایشان به چاپ رسانده است.
استاد کمیساروف درتربیت محققان ایرانشناس نیز سهم گذار است. امروز نه تنها در روسیه، بلکه در اغلب جماهرپيشين شوروی یک زمره محققان ادبیات و فرهنگ ایران فعالیت میکنند که تحت راهنمایی علمی پرفسور کمیساروف تزهای دکترائی خویش را دفاع کرده و طی چند سال از محضر فضل و دانش ایشان متفیض شده اند که بنده نیز از شمول آنها هستم.
جای تذکر است که پرفسور دانییل سیمونویچ کمیساروف از آخرین نمایندگان نسل دوم خاورشناسان قرن 20 روسیه محسوب میشود که در بسط و ترقی علم ایرانشناسی شوروی و روسی سعی بارزی نمودهاند.










