نشاط هدايت

                                   

  درسته تو زمين يا  تکه تکه تو هوا ؟!

پس ازاين بمب گذاری‌‌‌‌‌های جهانی و وفور بمب‌ گذارهای خود کش (انتحاری) و ديگران را هم کش! درانگليس و آمريکا و فرانسه و استراليا و عراق و فلسطين و اسرائيل و ايران و. . .، مادری که خيلی نگران رفت و آمدهای تنها پسرش بود، به او اصرار که چه عرض کنم، التماس می‌‌‌‌‌‌‌کرد که: عزيزم، تو رو به خدا بعد ازاين ديگه با قطار نرو سرکار، با اتوبوس هم نه...  و کمی فکرکرد و ادامه داد: با ماشين خودت هم نرو!
پسر که هاج و واج مانده بود پرسيد: چرا؟!
« واسه اين که ممکنه تو‌شون بمب بذارن!»
حالا تو قطار و اتوبوس ممکنه ولی توی ماشين من چرا؟!
« عزيزم اونا ازهر وسيله‌‌ای ممکنه است استفاده کنن!»
پس با چی برم سر کار؟
« با دوچرخه! از همه بهتره، ورزش هم ميکنی»
ممکنه زير زين دوچرخه‌م بمب بذارن!
مادر وحشت زده گفت: راست ميگی! اصلأ با پا برو!
با پا؟ ( خوب شد نگفتی با سَر! منظورت پياده است؟)  اين همه راه؟  تازه ممکنه است توی پياده روها  پنهانی مين چيده باشن!
مادر که واقعأ وحشت زده شده بود، پسرش را درآغوش گرفت و گفت: اصلأ نمی‌خوام بری سر کار! تا يک مدتی ولش کن! بمون خونه! پول مهمتره يا جونت؟
پسر با لبخندِ موذيانه‌ای گفت:  خوب اگه بمونم خونه، مطمئن هستی که يکی از آن دورها يک نارنجک نمی‌اندازه توی خونه مون؟!
مادر وحشت زده تر پرسيد : چرا بندازه؟!
شايدعوضی بگيره. اين ها به همه مشکوک هستن.
پس حالا چکار کنيم؟!
پسر با حالتِ درمانده‌‌‌ای موذيانه گفت: هيچی. بگو زمين دهن باز کنه تا ما بريم توش!
مادر با ژست مادرنه‌ای گفت: خوب اين همان چيزی است که بمب گذارها می‌خوان!
« نه آن‌ها ما را تيکه تيکه می‌خوان! هر تکه‌مون يک طرف! حالا مادر جان بگو ببينم کدوم رو می‌خوای؟ تيکه تيکه تو هوا، یا درسته تو زمين؟ »
مادر درحالی که مات‌‌‌‌اش زده بود و معلوم بود باور کرده است زير لب با خودش گفت: نميدونم! ...
پسر يک سکه‌ی دو پنسی از جيبش درآورد و گفت: بيا شير و خط بندازيم!

 

 



شماره آینده ویژه نامه پوران فرخزاد

واژه آگهي مي پذيرد
واژه بهترين مکان براي معرفي آثار ادبي و فرهنگي شماست
This issue is sponsored by Iran Heritage Foundation
تمام حقوق مربوط به این صفحه متعلق به واژه است و هرگونه اقتباس ، برداشت یا چاپ مجدد بدون ذکر منبع ممنوع است